العلامة المجلسي
107
حياة القلوب ( فارسي )
خاطر بيرون كرد از آن بلا نجات يافت ، پس كعبه را جامه پوشانيد وتعظيم حرم نمود وبسوى مدينه آمد وايمان به پيغمبر آخر الزمان آورد وچهارصد نفر از أصحاب خود را براي انتظار قدوم ونصرت آن حضرت در آنجا گذاشت ونامهاى به آن حضرت نوشت وبه آن وزير خود سپرد ودر آن نامه ذكر ايمان خود كرد واينكه از امّت آن حضرت است واستدعا نمود كه أو را در شفاعت خود داخل نمايد ؛ در عنوان نامه نوشت : « نوشتهاى است بسوى محمد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خاتم پيغمبران ورسول پروردگار عالميان از تبّع أول » ؛ ميان مرگ أو وولادت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم هزار سال بود . چون آن حضرت مبعوث شد وأكثر أهل مدينه به آن حضرت ايمان آوردند آن نامه را به خدمت آن حضرت فرستادند به دست أبو ليلى ، پس أبو ليلى وقتي رسيد كه آن حضرت در قبيلهء بنى سليم بود ، چون حضرت أو را ديد گفت : توئى أبو ليلى ؟ عرض كرد : بلى . فرمود : نامهء تبّع را آوردهاى ؟ أبو ليلى متحير ماند ! پس فرمود : بده نامه را ؛ نامه را گرفت وبه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام داد كه بخواند ؛ چون مضمون نامه را شنيد سه مرتبه فرمود : « مرحبا برادر شايستهء ما را » ؛ وأبو ليلى را بسوى مدينهء طيبه برگردانيد « 1 » . مؤلف گويد : قصهء تبّع در آخر جلد سابق بيان شد . واز جملهء آنها كه ايمان به آن حضرت آورده بودند قس بن ساعده أيادي بود چنانكه به سند صحيح از امام محمد باقر عليه السّلام مروى است كه : چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فتح مكة نمود روزى نزديك كعبه نشسته بود ناگاه گروهى به خدمت آن حضرت آمدند ، از ايشان پرسيد : از چه قوميد شما ؟ گفتند : ما از قبيلهء بكر بن وائليم .
--> ( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 38 ؛ العدد القوية 113 - 115 .